نویسنده: پویا جفاکش

در قدیم، معمولا تبدیل حروف صامت "د" و "ت" به همدیگر در لهجه ها و گویش ها و به دنبالشان زبان های رسمی، زیاد رخ میداد. ظاهرا لغت فارسی "درست" و لغت انگلیسی "تراست" دو تلفظ از یک کلمه اند. هر دو آنها به معنی واقعیت و چیز پسندیده اند. در انگلیسی این بیشتر تاکید شده چون معانی ثانویه ی بیشتری دارد ازجمله امید و صداقت ورزیدن و قانون که بار ارزشی دارند. اما نکته ی جالب این است که trust و منشا آن یعنی لغت trus یا true قبلا بیشتر به معنی چیز سخت و محکم و انعطاف ناپذیر بوده اند. منشا لغات trust و true لغات daru و tree به معنی درخت و چوب هستند که سخت و محکمند. هنوز هم در بعضی گویش های آلمانی و فرانسوی و اسکاندیناوی انشعاباتی از این لغات –مثل trest فرانسوی- معنی چیز سخت میدهند. ظاهرا انتظار میرفته قانون هم سخت اجرا شود و به زحمت قابل تغییر شکل باشد و هر چیزی هم که قانونی باشد حامل ارزش و حقیقت باشد.:

True: wictionary

حالا این که اتیمولوژی یک لغت آلمانی-انگلیسی به طور اتفاقی در واژه ی فارسی "درست" تکرار شده باشد که ادبیات هزار ساله ی فارسی را از خود انباشته، رمز این را دیگر باید از آن ادیبان محترمی پرسید که در هندوستان قرن 19 برای اربابان انگلیسیشان، ادبیات فارسی کشف میکردند و لغتنامه های خنده دار فارسی مینوشتند و آن موقع خودشان هم یادشان نبود چقدر لغت از انگلیسی وارد فارسی که زبان رسمی هندوستان بود شده است. اما سوای این معما، همراستا بودن لغات تراست و درست باعث میشود احتمال بدهیم از معنی کردن سخت به معنی نامنعطف به حقیقت و درواقع اعتقاد به حقیقت بودن چیزی بتوان نتیجه ی دیگری هم گرفت: چیزهای سخت مثل چوب و سنگ و فلز را فقط با خرد کردن زیر ضربات سخت یا سپردن به آتش میتوان تغییر شکل داد که این در مقایسه با بعضی انواع تغییر شکل آب و آتش خیلی خشن است. پس اعتقاد سخت هم فقط با زجر دادن مردم صاحب آنها تغییر میکند و این همانقدر که در اروپا صدق میکند، طبیعتا در ایران هم وارد است. در این باره میتوانید به این فکر کنید که چطور ترکیب بی کفایتی سیاسی «مومنین» با فشار اقتصادی و فرهنگی وارد شده از غرب، بخشی از مردم ایران را در «درست» بودن اسلام و تشیع چنان بدبین کرد که زمانی امکان نداشت بتوان این تردید را تصور کرد.